(مِ) (ص.) چاه کن، مقنی.
(ص.) دارای کوک به عنوان وسیله تنظیم مثل ماشین، ساعت، عروسک و…
(ص فا.) جد و جهد کننده، ساعی.
(ص.) پشت دوتا، خمیده.
(پُ) (ص مر.) = گوژپشت: ۱- کسی که پشتش خمیده شده باشد. ۲- بدشکل، بدترکیب.
(ص.) = گوسان: موسیقی دان، خنیاگر.
(س) (ص.) ۱- مردی که ریش نداشته باشد. ۲- شکل پنجم از اشکال رمل، فرح.
[ په. ] (ص.) نابینا.
(کُ دَ) (ص.) کم عقل، کندفهم.