صفت

هفت رنگ

(~. رَ)
۱- (اِمر.) از قدیم هفت رنگ را از میان رنگ‌ها اصلی دانسته‌اند (سبح الوان) و آن‌ها عبارتند از: الف – به قولی: سیاه، خاکی (خاکستری)، سرخ، زرد، سفید، کبود، زنگاری. ب – و به قولی: زرد، آبی، نارنجی، سرخ، بنفش، سبز، نیلگون. ضح – قدما هر رنگ را به یکی از سیارات هفتگانه و یکی از روزهای هفته نیز اختصاص می‌دادند؛ از این قرار: زرد (آفتاب – یکشنبه)، آبی (ماه – دوشنبه)، نارنجی (مریخ – سه شنبه)، سرخ (عطارد – چهارشنبه)، بنفش (مشتری – پنجشبنه)، سبز، (زهره – آدینه)، نیلگون (زحل – شنبه).
۲- نام گلی است در هندوستان و آن هفت رنگ دارد.
۳- (ص مر.) چیزی که به هفت رنگ منقش باشد، هر چیز منقش.

    هفت خط

    (~. خَ) [ فا – ع. ]
    ۱- (اِ.) هفت خط نقش شده بر جام جم.
    ۲- (ص.) آدم دانا، حیله گر.

      هضیم

      (هَ ض) [ ع. ] (ص.)
      ۱- ستم دیده.
      ۲- زن باریک شکم.
      ۳- غنچه ناشکفته.

        هطل

        (هَ طِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- (باران) پیوسته و مداوم.
        ۲- (ابر) که پیوسته بارد.

          هستو

          (~.) (ص.) خَستو، مقر، معترف، کسی که اعتراف می‌کند.

            پیمایش به بالا