(کَ وَ) (ص فا.) بادی که کج وزد، باد مخالف.
(کَ هْ) [ ع. ] (ص.) ناپسند، زشت.
(~.) (ص مر.) بد معامله، متقلب.
(~.) (ص فا.) ۱- لوچ، احول. ۲- بدخواه، نابکار.
(کَ) [ ع. ] (ص.) جوانمرد، بخشنده. جِ. کرام.
(کَ مِ یا مَ) [ ع. کریمه ] (ص.) مؤنث کریم. ۱- زن صاحب کرم. ۲- زن نیک خوی. ۳- خوب، پسندیده.
(کُ رَ) [ ع. ] (ص.) منسوب به کره، هر چیز گرد و کره مانند.
(کُ) (ص.) فربه، چاق.
(کَ مَ) (ص مر.) شتابکار، تند، تیز.
(کِ رِ) (ص.) پلیدی، نجاست، چرک.