صفت

کارورز

(وَ) (ص فا.)
۱- آن که به کاری اشتغال دارد، کارکن.
۲- دانشجوی پزشکی که در بیمارستان به دستور سرپزشک کار می‌کند، انترن.

    کارستان

    (رِ)
    ۱- (اِمر.) مدل کار.
    ۲- حکایت، سرگذشت.
    ۳- (ص.) کار بزرگ، کار شگفت.

      کارکن

      (~.) (ص.) دارای عادت یا گرایش به کار کردن، کاری، کوشا، فعال.

        کارشکن

        (شِ کَ) (ص فا.)
        ۱- کسی که مانع پیشرفت کار باشد.
        ۲- سخن چین، نمام.

          پیمایش به بالا