صفت

قر

(قُ) (ص.) کسی که ورم بیضه دارد.

    قراء

    (قَ رّ) [ ع. ] (ص.) خوش خوان، نیکو خواننده قرآن.

      قدوس

      (قُ دُّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- پاک.
      ۲- مبارک.

        قدوه

        (قُ وِ) [ ع. قدوه ] (ص.) پیشوا، مقتدا.

          قدیر

          (قَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- توانا.
          ۲- یکی از نام‌های خداوند.

            قدسی مآب

            (قُ مَ) [ ازع. ] (ص مر.) آن که مقدس است (در احترام به روحانیان به کار می‌رود).

              قدر قدرت

              (قَ دَ. قُ رَ) [ ازع. ] (ص مر.) آن که قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است. (برای شاهان آورده می‌شود).

                قدح کش

                (قَ دَ. کِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) شرابخوار، می‌خواره.

                  قچاق

                  (قُ چّ) [ مغ. ] (ص.)
                  ۱- چاق، فربه.
                  ۲- باقدرت، توانا.

                    پیمایش به بالا