(زَ) [ ع. زهراء ] (ص.) مؤنث ازهر، درخشنده، درخشنده روی.
(زُ هّ) [ ع. ] (ص.) جِ زاهد؛ پارسایان.
(زِ)(ص.) کسی که امان و پناه بخواهد.
(زَ دِ) (ص.) ژنده ؛ بزرگ، عظیم.
(~.) (ص.) ۱- بزرگ، عظیم. ۲- نیرومند.
(~.) (ص.)۱ – عجیب، شگفتی آور. ۲- محصول کشاورزی.
(زَ بَ) (ص.) دلال محبت، پاانداز.
(~. خا) (ص.) ویژگی جانورانی که در طول زمستان به خواب زمستانی میروند.
(زَ مِ) [ ع. ] (ص.) زمین گیر، بر جای مانده.
(زَ) [ ع. ] (ص.) کوتاه قد.