صفت

رودگر

(گَ) (ص.) زهتاب، سازنده تارهای ساز و زه کمان.

    روانی

    (رَ) (ص.)
    ۱- مربوط و متعلق به روان.
    ۲- دستخوش بیماری روانی.

      رهین

      (رَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- گرو گذاشته شده.
      ۲- کفیل، ضامن.

        روا

        (رَ) [ په. ] (ص.)
        ۱- جایز.
        ۲- حلال.
        ۳- سزاوار.

          رهبان

          (رَ) [ ع. ] (ص.) زاهد، ترسا، کسی که از خدا بسیار بترسد.

            رند

            (رِ نْ) [ معر. ] (ص.)
            ۱- زرنگ، زیرک.
            ۲- بی قید، لاابالی.
            ۳- در تصوف، کسی که باطنش سالم تر از ظاهرش باشد.

              Scroll to Top