صفت

هایم

(یِ) [ ع. هائم ] (ص فا.)شیفته، پریشان – حال، سرگشته.

    هبائب

    (هَ ئِ) [ ع. ] (ص.) پاره پاره شده (ثوب)، دریده شده.

      هارون

      [ ع. ] (ص. اِ.)
      ۱- پیک، قاصد.
      ۲- برادر حضرت موسی.
      ۳- نگهبان.

        هاج

        (ص. ق.) = هاژ: درمانده، سرگشته. ؛~ و واج حیران، مبهوت.

          هاتول

          (ص.) کدر، تیره. ؛ آب ~ واتول آب کدر و گل آلود.

            هار

            (ص.)
            ۱- گوشت گندیده و بدبوی.
            ۲- فضله انسان و حیوان.
            ۳- سرگین.

              پیمایش به بالا