صفت

واژگون

(ص.)
۱- برگشته، سرنگون.
۲- بخت برگشته.
۳- شوم، نامبارک.

    واژون

    (ص.)
    ۱- وارون.
    ۲- آن که رفتارش نادرست و نامعقول باشد.
    ۳- شوم، نحس.
    ۴- بخت برگشته.

      وارونه

      (ن) (ص.)
      ۱- واژگونه، سرنگون.
      ۲- برعکس، ضد.

        وارف

        (رِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- گسترده، وسیع.
        ۲- بسیار سبز.

          وادار

          (ص.) ناگزیر به انجام کاری یا پذیرش چیزی.

            واپسگرا

            (~. گَ) (ص.) مرتجع، مخالف پیش رفت و اندیشه‌های نو.

              واپسین

              (پَ) (ص.) آخر، آخرین. ؛ دم ~آخرین نفس که محتضر در حال نزع کند. ؛روز ~ روز قیامت.

                Scroll to Top