صفت

غند

(غُ نْ) (ص.) هر چیز پیچیده و گلوله شده.

    غنوده

    (غُ دِ) (ص مف.)
    ۱- به خواب رفته.
    ۲- آسوده.

      غنچه خسب

      (~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.

        پیمایش به بالا