صفت

طلق

(طِ لْ) [ ع. ] (ص.)
۱- حلال، روا.
۲- خالص.
۳- چیزی که کس دیگری در آن شریک نباشد.

    طلیع

    (طَ) [ ع. ] (ص.) آن که از طرف محارب دیده بان است.

      طلیق

      (طَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- گشاده روی، بشاش.
      ۲- رها، آزاد.

        طماع

        (طَ مّ) [ ع. ] (ص.) بسیار طمع کننده.

          طمع

          (طَ مِ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- آزمند، حریص.
          ۲- امیدوار.

            طلب

            (طِ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- مرد خواهان زنان.
            ۲- زن خواسته مرد، معشوق ؛ ج. اطلاب، طلبه.

              طلایه دار

              (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
              ۱- فرمانده مقدمه سپاه، رییس جلوداران.
              ۲- هر یک از افراد طلایه.

                طغامه

                (طَ مَ یا مِ) [ ع. طغامه ] (ص.) مرد رذل، سفله ؛ ج. طغام.

                  طشت دار

                  (طَ) (ص فا.) = طشت دارنده:
                  ۱- خادمی که جهت شستن دست‌ها آب می‌ریزد.
                  ۲- نگهبان و متصدی طشت خانه.

                    پیمایش به بالا