صفت

پیسه

(س ِ) (ص.)
۱- لکه سیاه و سفید به هم آمیخته، ابلق.
۲- مبتلا به برص.

    پیس

    ۱ – (اِ.) نوعی بیماری پوستی که بر روی پوست لکه‌های سفید پیدا می‌شود.
    ۲- (ص.) ابرص، پیسه.

      پیان

      (ص.) مست مست، مستی که سر از پای نشناسد.

        پی گرد

        (~. گَ)
        ۱- (مص مر.) گشتن در پی چیزی.
        ۲- (ص.) کسی که در پی چیزی می‌گردد.

          پوشیده

          (دِ) (ص.)
          ۱- جامه به بر کرده.
          ۲- مستور، محجوب.
          ۳- پنهان، نهفته.

            پوک

            (ص.) هر چیز تو خالی، میان تهی.

              Scroll to Top