(س ِ) (ص.) ۱- لکه سیاه و سفید به هم آمیخته، ابلق. ۲- مبتلا به برص.
(اَ) (ص.) محتاط، عاقل.
(پِ رَ) (ص.) ضعیف، ناتوان.
(ص.) ۱- مظفر، چیره. ۲- مبارک، خجسته.
۱ – (اِ.) نوعی بیماری پوستی که بر روی پوست لکههای سفید پیدا میشود. ۲- (ص.) ابرص، پیسه.
(یِ گَ) (ص.) ۱- سلمانی. ۲- دباغ.
(ص.) مست مست، مستی که سر از پای نشناسد.
(~. گَ) ۱- (مص مر.) گشتن در پی چیزی. ۲- (ص.) کسی که در پی چیزی میگردد.
(دِ) (ص.) ۱- جامه به بر کرده. ۲- مستور، محجوب. ۳- پنهان، نهفته.
(ص.) هر چیز تو خالی، میان تهی.