صفت

نکر

(نُ کَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) زیرک گردیدن.
۲- دشوار گشتن.
۳- (ص.) در فارسی، مشخص، معین.

    نقلیه

    (نَ یُِ) (ص.) از عربی. آنچه مربوط به حَمل و نقل باشد.

      نقی

      (نَ یّ) [ ع. ] (ص.) پاک، پاکیزه، برگزیده.

        نقیب

        (نَ) [ ع. ] (ص.)پیشوا، رییس، مهتر قوم.

          نقیر

          (نَ) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) اصل و حسب.
          ۲- شیار روی هسته خرما.
          ۳- (ص.) حقیر، اندک.

            Scroll to Top