شلف
(شَ لْ) (ص.) زن بدکاره، فاحشه.
(شُ) (ص.)۱ – نرم.
۲- وارفته.
۳- سست.
۴- آبکی. ؛ ~ کن سفت کن درآوردن کنایه از: دستورهای متضاد دادن یا اعمال متناقض کردن.
(شَ کّ) [ ع. ] (ص نسب. اِ.) ج. شکیه. شک کردنهای نمازگزار در عدد رکعتها یا در اجرای جزئی از اجزای نماز و آن را احکامی مخصوص است.