صفت

امیدلیس

(~.) (ص.) کسی که خود را به چیزی امیدوار کند و به آن امید روز را بگذراند.

    امل

    (اُ مُّ) [ ع. ] (ص.) کهنه پرست، کسی که با تمدن و تجدد سازگار نباشد.

      املس

      (اَ لَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- نرم.
      ۲- جای هموار.
      ۳- صاف، براق.

        امرد

        (اَ رَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- بی ریش، پسر.۲ – پسر بدکار، مفعول.

          امرداد

          (اَ مُ یا مِ)
          ۱- (اِ.)مرداد.
          ۲- (ص.) بی – مرگی، نام یکی از هفت امشاسپندان، نماد جاویدانی اهورامزدا. نام هفتمین روز از هر ماه شمسی و نیز نام ماه پنجم از هر سال خورشیدی.

            امجاد

            (اَ) [ ع. ] (ص.) جِ ماجد، مجید؛ بزرگواران.

              امانت گزار

              (~. گُ) [ ع – فا. ] (ص.) امین، کسی که شرط امانت داری را به جا می‌آورد.

                اماثل

                (اَ ثِ) [ ع. ] (ص.) جِ امثل.
                ۱- فضلا، هنرمندان.
                ۲- مانندها.

                  Scroll to Top