ابکم
(اَ کَ) [ ع. ] (ص.) گنگ.
(اَ لَ) [ ع. ] (ص.)
۱- دو رنگ.
۲- پیس، پیسه، سیاه و سفید.
۳- مجازاً روزگار، زمانه. ابلک هم گویند.
(اَ عَ) [ ع. ] (ص.)
۱- دورتر، بعیدتر.
۲- خویش دور، بیگانه.
۳- خیانت گر، خائن.
۴- خیر، فایده. ج. اباعد.
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- اسبی که در پوستش لکههایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد.
۲- زیوری از زیورهای اسب.