(ی) (ص فا.) بیهوده گوی.
(گَ) (ص.) حصیرباف.
(زِ یا زَ) [ ع. ] (ص.) ناسره، قلب (زر، سیم، پول).
(ص نسب. اِ.) اشیای عتیقه که از زیر خاک بیرون آورند.
(رَ) (ص.) باهوش، زرنگ.
(دَ)(ص مر.)۱ – فرمانبردار، خدمتگزار. ۲- ذلیل، پست.
(~.) (ص مر.) باهوش.
(ص.) خوش طبع.
(اَ کَ) (ص مف. اِ.) ۱- تشک، نهالی. ۲- مقامی است در موسیقی.
(رُ) (ص مر.) سخن ناراست، سخن آمیخته به دروغ.