(رُ) [ فر. ] ۱- (اِ.) مادهای آرایشی که زنان به لب یا گونه مالند. ۲- (ص.) سرخ، قرمز.
(سْ) [ په. ] (ص.) زن بدکاره.
(نِ) (ص مر.) مربوط به روز، وابسته به روز.
(ص مر.)۱ – حاجب، دربان. ۲- چاوش. ۳- جلاد.
(بِ) (ص مر.) خوشبخت.
(پَ یا پِ کَ) (ص مر.) کنایه از: آدم درست و بی غل و غش.
(ص فا.) نوازنده، رامشگر.
(نَ) (ص فا.) نوازنده.
(گَ) (ص.) زهتاب، سازنده تارهای ساز و زه کمان.
(اَ) (ص مر.) آن چه که هر روز افزایش یابد.