دیگر
(گَ)
۱- (ق.) علاوه بر این، باز.
۲- (ص.) شخص یا چیزی علاوه بر شخص و چیزی که پیشتر بیان کردهاند، غیر.
(گَ)
۱- (ق.) علاوه بر این، باز.
۲- (ص.) شخص یا چیزی علاوه بر شخص و چیزی که پیشتر بیان کردهاند، غیر.
(گَ) (ص مر.) = دگرگون. دیگرگونه:
۱- رنگی دیگر.
۲- جور دیگر، طور دیگر، نوع دیگر.
۳- سرنگون، واژگون.
۴- مضطرب، شوریده.
(دِ)
۱- (اِ.) چشم، عین. ج. دیدگان.
۲- (ص مف.) رؤیت شده، منظور.
۳- نگاه، نظر.
۴- مردمک چشم. ؛ ~سپید کردن کنایه از: کور شدن از شدت چشم به راهی. (?(دیده بان (~.) (ص مر.) = دیدبان:
۱- مأموری که بالای دیدگاه ایستد و هرچه از دور بیند به مافوق خود خبر دهد.
۲- نگاهبان، قراول.