صفت

دل تنگ

(~. تَ) (ص.) اندوهیگن، آزرده، ناخوشایند، افسرده.

    دگم

    (دُ) [ فر. ] (ص فا.)
    ۱- آن که متعصب در عقاید خود است.
    ۲- در سیاست در مورد کسانی به کار می‌رود که بدون دلیل و پایه و اساسی روی عقاید خود پافشاری می‌کنند.

      دکل

      (~.) (ص.) = دگل:
      ۱- زمخت، گنده.
      ۲- امردی که ریش او تمام برنیامده باشد و دست و پای بزرگ و گنده داشته باشد.

        دگراندیش

        (دِ گَ اَ) (ص.) دارای اندیشه متفاوت با اندیشه حاکم بر جامعه.

          دکلته

          (دِ کُ تِ) [ فر. ] (ص. اِ.) لباس زنانه که قسمت بالاتنه آن باز است.

            دقیق

            (دَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- باریک، نازک.
            ۲- خرد، کوچک.

              دک

              (دَ) (اِ.) گدا.
              ۲- (ص.) گدایی.

                دک

                (~.)
                ۱- (اِ.) پی دیواری که چینه بر بالای آن نهند، پایه، بنیان.
                ۲- (ص.) محکم، استوار.

                  دک زده

                  (دَ زَ دِ) (ص مف.) کسی که ریش و سبیل و مژه و ابرو را تراشیده باشد؛ چار ضرب زده.

                    پیمایش به بالا