صفت

خاثر

(ثِ) [ ع. ] (ص.)
۱- بسته، دلمه شده.
۲- شوریده دل.
۳- تباه عقل گشته.

    خادر

    (دِ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- پرده نشین.
    ۲- سست، کسل.
    ۳- متحیر، سرگشته.

      خا

      (ص فا.) در ترکیب به معنی «خاینده» آید، آن که چیزی را بخاید: انگشت خا، شکرخا.

        حی

        (حَ یّ) [ ع. ] (ص.) زنده. ج. احیا.

          پیمایش به بالا