(چَ. اَ) (ص فا.) تیرانداز، کمانگیر.
(~. دَ)(ص مر.)۱ – چابک. ۲- ماهر، زبردست.
(~. تَ) (ص مر.) کسی که اعمال نیکش بر اعمال بدش فزونی دارد.
(چَ) [ په. ] (ص.) روغن دار، روغن آلود، روغنی.
(~. زَ) (ص مر.) ۱- شیرین زبان. ۲- چاپلوس.
(چَ خَ دِ) (ص فا.) ۱- کوشنده، ساعی. ۲- ستیزه کننده. ۳- دم زننده.
(چِ دِ) (ص مف.) ۱- کوشیده. ۲- ستیزه کرده شده. ۳- دم زده.
(چَ) (ص.) چرکین، چرک آلود.
(چَ پَ) (ص.) کسی که همیشه لباسش کثیف باشد.
(چَ پِّ) (ص.) ۱- چپ دست، کسی که با دست چپ کار میکند. ۲- واژگون.