صفت

چارک

(~.) [ سنس. ] (ص. اِ.) چاووش، نقیب قافله.

    چاره ساز

    (~.) (ص فا.)
    ۱- چاره کننده.
    ۲- علاج کننده.
    ۳- خدای تعالی.

      چاروادار

      (ص فا.) کسی که حیوانات بارکش را می‌راند یا با آن‌ها باربری کند.

        چاشنی گیر

        (ص فا.)
        ۱- مزه چِش، کسی که اندکی از غذا را برای معلوم کردن طعم و مزه آن می‌چشد.
        ۲- مدیر مطبخ، حاکم آشپزخانه، توشمال.
        ۳- قسمت کننده طعام.

          چادرنشین

          (~. نِ) (ص مر.) صحرانشین، طوایفی که در یک جا ساکن نبوده، ییلاق و قشلاق می‌کنند.

            پیمایش به بالا