صفت

جربز

(جُ بُ) [ معر. ] (ص.) گربز، فریبنده، خدعه کننده.

    جرثوم

    (جُ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) اصل، ریشه.
    ۲- خاک اطراف ریشه درخت.
    ۳- خانه مورچه.
    ۴- میکروب، انگل.
    ۵- (ص.) اصیل، نجیب. ج. جراثیم.

      جرار

      (جَ رّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- انبوه، بیشمار.
      ۲- به سوی خود کشنده.

        جراح

        (جَ رّ) [ ع. ] (ص فا.) پزشکی که به علاج بیماری‌هایی می‌پردازد که نیاز به شکافتن بدن باشد.

          جذاب

          (جَ ذّ) [ ع. ] (ص.) جذب کننده، رباینده.

            پیمایش به بالا