صفت

تی تیش مامانی

(ص مر.)نو و زیبا (واژه کودکانه در مورد صفت جامه که در بزرگ ترها برای ریشخند و تعریض به کار می‌رود)، نازک نارنجی.

    تولک

    (لَ) (ص.)۱ – زیرک، چابک.
    ۲- مرغ پر – ریخته.

      تویل

      (تَ) (ص.)
      ۱- کسی که موهای جلو سرش ریخته باشد.
      ۲- پیشانی، فرق سر.

        توسن

        (تُ سَ)(ص.)
        ۱- وحشی، رام ناشونده.
        ۲- اسب سرکش و رام ناشدنی.

          توزنده

          (زَ دِ) (ص فا.)
          ۱- جستجو کننده.
          ۲- ادا کننده، گزارنده.
          ۳- اندوزنده.

            توخته

            (خِ یا خْ تِ) (ص مف.)
            ۱- جسته.
            ۲- ادا شده، گزارده.

              پیمایش به بالا