صفت

تبست

(تَ بَ)(ص.) تباه و ضایع، از کار افتاده.

    تبرک

    (تَ بَ رُّ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) مبارک شمردن.
    ۲- برکت یافتن.
    ۳- (ص.) هر چیز مبارک و خوش یمن.

      تب بر

      (تَ. بُ) (ص فا.) چیزی که تب را قطع کند.

        تالیه

        (یِ) [ ع. تالیه ] (ص.) مؤنث تالی. ج. توالی.

          تانگو

          (گُ) (ص.) سرتراش، حجام. توانگو و تونگو نیز گویند.

            پیمایش به بالا