صفت

پیچیده

(دِ) (ص مف.)
۱- تابیده.
۲- درنوشته.
۳- نامفهوم، دیریاب.
۴- دشوار، بغرنج.

    پیدا

    (پَ یا پِ) (ص. ق.)
    ۱- روشن، آشکار.
    ۲- ظاهر، ضد باطن.
    ۳- مشخص، متمایز.

      پیخست

      (پَ خُ یا خَ)(ص مف.) = پی خوست. پی خسته: پایمال شده، لگدمال شده، لگد – مال.

        پیخسته

        (پَ خُ تِ یا پِ خَ تِ) (ص مف.)
        ۱- لگدمال شده.
        ۲- درمانده شده.

          پیدازا

          (پِ) (ص فا.) هر گیاه که دارای ریشه و ساقه و برگ و گل باشد.

            پیچ

            ۱ – (اِمص.) خم هر چیز کج.
            ۲- (اِ.) نوعی میخ.
            ۳- در ترکیب به معنی پیچنده ؛ پاپیچ.
            ۴- (ص مف.) در ترکیب به معنی پیچیده ؛ رختخواب پیچ.

              پیمایش به بالا