صفت

پریشان

(پَ) (ص فا.)
۱- ژولیده، آشفته.
۲- پراکنده.
۳- سرگردان، سرگشته.

    پری چهر

    (پَ. چِ) (ص مر.) = پری چهره: آن که چهره اش به زیبایی چهره پریان است، زیبا، خوب روی، خوش صورت.

      پری افسا

      (پَ. اَ) (ص فا.) مانند پری، افسونگر، جن گیر، پری سای، پری بند، پری خوان.

        پری دار

        (~.)(ص فا.)
        ۱- جن زده.
        ۲- دختری که واسطه بین پری افسا و جن قرار می‌گیرید.

          پروره

          (پَ وَ رِ) (ص.) جانوری که در پروار بسته فربه کرده باشند.

            پروردگار

            (پَ وَ دِ) (ص فا.)
            ۱- پرورش دهنده.
            ۲- پ ادشاه.
            ۳- یکی از نام‌های خداوند.

              پیمایش به بالا