صفت

پرمنش

(پُ مَ نِ) (ص مر.)
۱- خردمند.
۲- ارجمند، پُرمایه.
۳- مغرور، متکبر.

    پرنده

    (پَ رَ دِ) (ص فا.) هر جانوری که می‌پرد، مرغ، طیر. ج. پرندگان.

      پرمخیده

      (پَ مَ دِ) (ص مف.)
      ۱- خودسر و نافرمان.
      ۲- فرزند عاق شده.

        پرکم

        (پَ کَ) (ص.)بی کار و ناچیز و از کار – افتاده.

          پرکنده

          (پَ. کَ دِ) (ص.)
          ۱- درمانده و عاجز.
          ۲- متفرق، پراکنده.

            پیمایش به بالا