(نَ مِ یا مَ) [ ع. ندیمه ] (ص.) مؤنث ندیم.
(نَ) [ ع. ] (ص.) ترساننده، بیم دهنده.
(نَ بَ) (ص مر.) تازه به دوران رسیده، بی اصل و نسب.
(نَ دّ) [ ع. ] (ص.) حلاج، پنبه زن.
(نَ) (ص.) ۱- فرومایه. ۲- نادان.
(نَ) (ص مر.) کسی که شکار را به طرف صیاد میراند، شکارانگیز.
(نَ) (ص مر.) شکارچی، صیاد.
(~. زَ) (ص فا.) شکارچی، صیاد.
(نَ یا نُ خُ) (ص.) ابتدا، آغاز.
(نَ) (ص فا.) نخ ریس.