(~. گِ رِ تِ) (ص مف.) ۱- برداشته شده. ۲- ربوده. ۳- رانده، محو شده.
(بَ گُ) (ص.) اجرا شده، انجام شده.
(~. کِ دِ) (ص مف.) ۱- بالا کشیده، ترقی کرده. ۳- نواخته، پرورده. ۴- ساخته و برپا شده.
(بَ) (ص.) کاستی، کمی.
(بَ رَ) (ص نسب. اِمر.) بافتهای از پشم شتر که درویشان از آن کلاه دوزند.
(~. شُ دِ) (ص مف.) بالا رفته، بلند شده.
(بَ) [ ع. ] (ص.) مؤنث ابرص ؛ زنی که به بیماری پیسی دچار باشد.
(بَ طَ رَ) [ فا – ع. ] (ص.) از میان رفته، ناپدید شده.
(بَ گَ) (ص فا.) زارع، کشاورز. برزیگر هم گویند.
(بِ رِ تِ) (ص مف.) ۱- بریان شده. ۲- تف داده، بو داده. ۳- پخته.