(دِ) (ص مف.) ۱- عقب مانده. ۲- وارث.
(زِ) [ ع. ] (ص.) روشن، تابان.
(کِ دِ) (ص مف.) پهن کرده، مسطح.
(ص مر.) نک بازرگان.
(ص.)۱ – اهل بازار، کاسب. ۲- مبتذل، اثری که در آن دقائق و احساسات هنری وجود نداشته باشد.
(خا دِ) (ص مف.) منسوب، نسبت داده شده.
[ په. ] (ص.) گشاد، گشوده.
(ص.) ۱- کم عرض، کم پهنا. ۲- نازک، دقیق.
(وَ) (ص مر.) بارآور، مثمر، ثمر دهنده، میوه دار (درخت).
میان (ص.) کمر باریک.