صفت

باجناق

[ تر. ] (ص. اِ.) = باجناغ: دو مردی که با دو خواهر ازدواج کرده باشند، هم ریش.

    باج بگیر

    (بِ) (ص مر.) باج گیر، کسی که به سبب زور و نفوذ خود از دکان دارها و غیره وجوهی اخذ کند.

      باباشمل

      (شَ مَ) (ص. اِ.)
      ۱- کنایه از: شخص درشت اندام و دارای رفتار خشن و بی ادبانه.
      ۲- لوطی، جاهل.

        باب

        (ص.)
        ۱- درخور، شایسته، لایق.
        ۲- مرسوم، معمول. ؛ ~ طبع مطابق طبع. ؛ ~ دندان هر چیز موافق با ذوق، غذای مطابق سلیقه.

          باب الحوائج

          (بُ لْ حَ ئِ) [ ع. ] (ص مر.)
          ۱- آستانه رفع حاجت‌ها.
          ۲- لقب حضرت موسی ابن جعفر امام هفتم شیعیان.
          ۳- لقب حضرت عباس ابن علی برادر امام حسین (ع).

            پیمایش به بالا