صفت

آمارگر

(گَ) [ په. ] (ص.) آن که مأمور انجام دادن امور آمار است، مأمور احصائیه.

    آماتور

    (تُ) [ فر. ] (ص. اِ.) کسی که کاری را صرفاً از روی علاقه و میل و نه برای کسب درآمد انجام دهد، غیرحرفه‌ای (فره).

      آلوده

      (دِ) (ص مف.)
      ۱- مالیده به چیزی، آغشته.
      ۲- آغشته شده، کثیف.

        آلاگارسون

        (سُ) [ فر. ] (ص.)اصطلاحی برای موی خانم‌ها به سبک موی پسران و مردان.

          آگاه

          [ په. ] (ص.)
          ۱- مطلع، باخبر.
          ۲- واقف، عارف، هوشیار، بیدار.

            پیمایش به بالا