صفت

آفدم

(دُ)(ص.)۱ – آخرین، نها ی ی.
۲- سرانجام، فرجام.

    آغشته

    (غَ یا غِ تِ)(ص مف.)
    ۱- خیسانده، نم داده.
    ۲- آب داده.
    ۳- آلوده.

      آغالیده

      (دِ) (ص مف.)
      ۱- تحریک شده، انگیخته.
      ۲- پریشان ساخته.
      ۳- برشورانیده، برانگیخته به فتنه و فساد و جنگ.

        آغار

        ۱ – (اِ.) نم و رطوبت.
        ۲- (ص.) نم کشیده، خیس شده.

          آغازگر

          (گَ) (ص فا.)
          ۱- آغاز کننده.
          ۲- در اصطلاح اسب دوانی، کسی که فرمان حرکت می‌دهد.

            آغالنده

            (لَ دِ) (ص فا.)
            ۱- محرک، محرض.
            ۲- مفتن، فتنه انگیز.

              پیمایش به بالا