صفت

معمر

(مُ عَ مَّ) [ ع. ] (ص.) سالخورده، کسی که عمر طولانی کرده.

    معکن

    (مُ عَ کَّ) [ ع. ] (ص.) بزرگ شکم، کسی که شکمش از فربهی چین و چروک دارد.

      معتبر

      (مُ تَ بَ) [ ع. ] (ص.) دارای اعتبار، مورد اعتماد.

        معادی

        (مُ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) دشمنی کننده.
        ۲- (ص.) دشمن، عدو.

          معاشر

          (مُ ش) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) با کسی زندگی کننده.
          ۲- (ص.) همدم، یار، هم نشین.

            مطهر

            (مُ طَ هَّ) [ ع. ]
            ۱- (اِمف.) تطهیر شده، پاک شده.
            ۲- (ص.) پاک، پاکیزه.

              مطول

              (مُ طَ وَّ) [ ع. ]
              ۱- (اِمف.) طول داده شده.
              ۲- (ص.) دراز، طولانی.

                Scroll to Top