صفت

انحصارطلب

(~. طَ لَ) [ ع. ] (ص. اِ.) آن که می‌خواهد امتیازها و امکانات موجود را به تنهایی در اختیار داشته باشد.

    انبوه

    ( اَ ) (ص.)
    ۱- بسیار، زیاد.
    ۲- پر، مملو.

      انبره

      (اَ بُ رِ) (ص. اِ.)
      ۱- هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته مخصوصاً.
      ۲- اسب و شتر آبکش.

        انبوی

        (اَ)
        ۱- (ص فا.)
        ۱- بوی دهنده (خوب یا بد).
        ۲- چیزی که بدبو باشد.

          انبسته

          (اَ بَ تِ) (ص.) غلیظ و بسته و سفت شده مانند شیر، ماست، خون.

            انان

            (اَ نّ) [ ع. ] (ص.) بسیار نالنده، بسیار نال، بیش نالنده.

              پیمایش به بالا