صفت

الیف

( اَ ) [ ع. ] (ص.)
۱- خوی گرفته، معتاد.
۲- همدم، دوست.

    ام الفساد

    (~. فِ یا فَ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) مایه و سبب تباهی و فساد.
    ۲- (ص.) فتنه انگیز.

      الکتریزه

      (اِ لِ تِ رِ زِ) [ فر. ] (ص.) جسمی یا جرمی که بدان الکتریسیته وارد کنند و یا الکتریسیته را از آن عبور دهند.

        الکن

        (اَ کَ) [ ع. ] (ص.) کسی که دچار لکنت زبان است.

          پیمایش به بالا