صفت

اکشف

(اَ شَ) [ ع. ] (ص.)
۱- اسبی که بیخ دُمش پ یچیده باشد.۲ – کسی که موی پیشانی اش برگشته باشد.

    اکرم

    (اَ رَ) [ ع. ] (ص تف.)۱ – گرامی تر.
    ۲- آزاده تر، جوانمردتر.
    ۳- بزرگتر.

      اکدش

      (اَ دَ یا دِ) [ تر. ] (ص.) = یکدش. ایکدش. ایکدیج:
      ۱- دورگه.
      ۲- دو چیزکه با هم آمیخته شده باشند.
      ۳- محبوب، مطلوب.

        اکتیو

        (اَ) [ انگ. ] (ص.) فعال، در حال کار، به کار انداخته شده، پر تکاپو.

          پیمایش به بالا