صفت

ناکس

(کِ یا کَ) (ص.)
۱- فرومایه، پست.
۲- ناجوانمرد.

    ناقابل

    (بِ) [ فا – ع. ] (ص.)
    ۱- اندک، حقیر.
    ۲- آن که قابلیت و استعداد ندارد.

      ناطقه

      (طِ ق) [ ع. ناطقه ] (ص.) مؤنث ناطق، نیروی نطق و بیان.

        ناعم

        (عِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- فراوان، فراوان نعمت.
        ۲- نرم، لطیف.

          ناشی

          [ ع. ] (ص.) تازه کار، بی تجربه، ناوارد.

            ناصاف

            [ ع – فا. ] (ص.)۱ – کدر، تصفیه نشده.
            ۲- ناهموار.
            ۳- چرکین، ناپاک.

              پیمایش به بالا