صفت

اعوج

(اَ وَ) [ ع. ] (ص.)
۱- کج، ناراست.
۲- بدخوی.

    اعلامیه

    (اِ مِ یِّ) [ ع. ] (ص نسب. اِمر.) مطلبی که به صورت کتبی یاشفاهی اعلام شود، آگهی، اطلاعیه، اعلان.

      اعلی

      (اَ لا) [ ع. ]
      ۱- (ص تف.) برتر، بلندتر.
      ۲- (ص.) برگزیده از هر چیز.

        اعزل

        (اَ زَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- ابر بی باران.
        ۲- مرد بی سلاح.

          اعزه

          (اَ عِ زِّ) [ ع. اعزه ] (ص.) جِ عزیز؛ ارجمندان، گرانمایگان، بزرگواران.

            اعصم

            (اَ صَ) [ ع. ] (ص.) اسبی که دو دستش سفید باشد.

              اعدل

              (اَ دَ) [ ع. ] (ص تف.)
              ۱- دادگرتر، شایسته تر برای شهادت دادن.
              ۲- راست تر، خوش تر.

                پیمایش به بالا