صفت

اصم

(اَ صَ مّ) [ ع. ] (ص.) کر، ناشنوا. جِ صم.

    اصهب

    (اَ هَ) [ ع. ] (ص.) موی سرخ به سفیدی آمیخته، می‌گون.

      اصولی

      ( اُ ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- عالم به اصول فقه.
      ۲- در فارسی قانونمندی، از روی قاعده.

        پیمایش به بالا