ابرش
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- اسبی که در پوستش لکههایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد.
۲- زیوری از زیورهای اسب.
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- اسبی که در پوستش لکههایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد.
۲- زیوری از زیورهای اسب.
(اَ بَ. قُ رَ) (ص مر.) قدرتی که از دیگر قدرتها قوی تر باشد. در اصطلاح سیاسی، کشور یا کشورهایی هستند که از نظر قدرت صنعتی و نظامی از کشورهای دیگر قوی ترند و بر صحنه سیاست بین المللی فرمانروایی دارند.
(اَ) [ ع. ] (ص. اِ.)جِ بدل یا بدیل.
۱- نیکان، صالحان، که جهان به برکت وجود ایشان برپاست.
۲- نجیبان، شریفان.