صفت

هماز

(هَ مّ) [ ع. ] (ص.) سخن چین، عیب کننده.

    همال

    (هَ) [ په. ] (ص.) همتا، برابر، مثل، مانند.

      همان

      (هَ) [ په. ]
      ۱- (ضم.) آن چه که قبلاً ذکر شده.
      ۲- آن چه که در خاطر گوینده و شنونده معهود است.
      ۳- (ق.) همچنان.
      ۴- (ص.) مساوی، معادل، یکسان.

        هم زلف

        (~. زُ) (ص.) باجناغ، دو مرد که دو خواهر را به زنی گرفته باشند.

          هم سنگ

          (~. سَ) (ص.)
          ۱- هم وزن.
          ۲- هم – شأن، هم رتبه.

            هم شهری

            (~. شَ) (ص.) دو یا چند تن که در یک شهر تولد یافته یا زندگی کنند.

              Scroll to Top