صفت

موله

(مُ وَ لَّ) [ ع. ] (ص.) دل داده، شیفته.

    موقت

    (مُ وَ قَّ) [ ع. موقه ] (ص.)
    ۱- وقت معین و محدود.
    ۲- ناپایدار، محدود.

      موسع

      (مُ وَ سَّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) وسعت داده شده.
      ۲- (ص.) وسیع.

        موزیسین

        (یَ) [ فر. ] (ص فا.) کسی که در ساخت یا رهبری یا اجرای موسیقی به خصوص موسیقی سازی تبحر داشته باشد، موسیقی دان (فره).

          مورب

          (مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.

            پیمایش به بالا