صفت

مسهد

(مُ سَ هَّ) [ ع. ] (ص.) بیدار، کم خواب.

    مسگر

    (مِ گَ) (ص فا.) کسی که ظرف‌های مسی می‌سازد.

      مسکرات

      (مُ کِ) [ ع. ] (ص.) جِ مسکره ؛ مست کننده‌ها، نوشابه‌های الکلی.

        مسدد

        (مُ سَ دَّ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) استوار شده، محکم شده.
        ۲- (ص.) مرد راست و درست.
        ۳- امر راست و درست و استوار.

          مستوفی

          (~.) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) همه را فراگرفته.
          ۲- (ص.) تمام، کامل.

            پیمایش به بالا