قید

متعمداً

(مُ تَ عَ مِّ دَ نْ) [ ع. ] (ق.) عمداً، از روی قصد و اراده.

    متعاقباً

    (مَُ تَ قَ بَ نْ) [ ع. ] (ق.) به زودی، پس از این، پیرو (فره).

      متدرجاً

      (مُ تَ دَ رِّ جَ نْ) [ ع. ] (ق.) به تدریج، آهسته آهسته.

        ماوراء

        (وَ) [ ع. ] (ق.) پشت سر، آنچه در پس و پشت چیزی قرار دارد.

          مانا

          (اِ.)
          ۱- (ص.) شبیه، مانند، نظیر.
          ۲- (ق.) ادات تشبیه و تردید: گویی، پنداری.

            پیمایش به بالا