(~. زَ) (ق مر.) متفق القول، یک – دل.
(~. سَ ر) (ق مر.) ۱- سراسر، از ابتدا تا انتها. ۲- به کلی، تماماً.
(~. کَ لِ مِ) [ فا – ع. ] (ق مر.) متحد، یک سخن، یک زبان، متحدالقول.
(~. تَ نِ) (ق.) تنها به تنهایی.
(~.) (ق.) ۱- با هم، با یکدیگر. ۲- همگی، به کلی.
(~. چَ) (ق.) مدتی، روزگاری.
(~. بَ) (ق مر.) پیوسته، پشت سر هم.
(~. نَ نْ) [ ع. ] (ق.)قطعاً، مسلماً، مطمئناً، از روی یقین.
(یُ تَ مَ) [ ع. ] (ق.) شاید، احتمال دارد.
(یُ) [ تر. ] (ق.) بالا.