قید

سست

(سُ) [ په. ]
۱- (ص.) بی دوام، پایدار.
۲- ضعیف ناتوان.
۳- نرم، ملایم.
۴- تنبل.
۵- بی معنی.
۶- (ق.) آهسته، کند.

    سخت

    (سَ) (ص.)
    ۱- محکم، استوار.
    ۲- دشوار.
    ۳- درشت.
    ۴- خسیس.
    ۵- سنگدل.
    ۶- (ق.) فراوان.
    ۷- به طور جدی.
    ۸- علاج – ناپذیر، صعب العلاج.
    ۸- غیرمؤدبانه، توهین – آمیز.

      سبک

      (سَ بُ) [ په. ]
      ۱- (ص.) کم وزن.
      ۲- چست، چالاک.
      ۳- شخص بی وقار.۴ – مجرد.
      ۵- (ق.) زود، بی درنگ.
      ۶- سبکبال، بی غم.

        زیرچشمی

        (چَ) (ق.) نگاه کردن به حالتی که دیگران متوجه نشوند.

          زیر

          [ په. ] (ق.)
          ۱- پایین.
          ۲- صدای نازک. ؛~ بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن. ؛~ پا گذاشتن بی اعتنایی کردن، اهمیت ندادن. ؛ ~ چیزی را زدن آن را انکار کردن. ؛~سیبلی رد کردن نادیده گرفتن.

            Scroll to Top