قید

حقیقتاً

(حَ قَ تَ نْ) [ ع. حقیقهً ] (ق.) به درستی، از روی حقیقت.

    حکماً

    (حُ مَ نْ) [ ع. ] (ق.) ظاهراً، به احتمال قوی.

      حقاً

      (حَ قَّ نْ) [ ع. ] (ق.) به راستی و درستی.

        حسابی

        (~.) [ ع – فا. ]
        ۱- (ص نسب.) منسوب به حساب.
        ۲- (ص.) دارای نظام و اصول درست.
        ۳- (ق.) به طور کامل.

          حتی الامکان

          (حَ تَّ لْ اِ) [ ع. ] (ق.) تا بتوان (فره)، تا آن جا که ممکن است، تا دست دهد.

            حالا

            [ ع. حالاً ] (ق.) اکنون، در این وقت.

              حالی

              (ق.) = حالا:
              ۱- همین که، به محض این که.
              ۲- آن گاه، آن زمان.

                Scroll to Top